درباره وبلاگ اللهم عجل لولیک الفرج منو اصلي صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه مند يها نوشته هاي پيشين مهر 1388شهریور 1388فروردین 1388اسفند 1387بهمن 1387دی 1387آذر 1387آبان 1387مهر 1387شهریور 1387مرداد 1387تیر 1387خرداد 1387 آرشيو موضوعي مناجات اشعار عارفانه ختم جمعی قرآن مناسبتها جملات زیبا خدمات وبلاگ نویسی انجمن خیریه "محبان ابا صالح" پيوندهاي روزانه .:: قالب ساز ::. لینکستان محور بهاربیست رایگانت آرشيو پيوندها پيوندها .:: قالب ساز ::. .:: اخرالزمان ومهدويت ::. * از خاک تا افلاک * گلبرگی از باغ زیبای قرآن * یا علی امشب مرا مهتاب کن * خورشید دلها * کبوتر رضوی * مشق عاشقی * ولایت عشق * غایب منتظر * هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست * بانوی باران * هموطن سلام * همسفر * سنگ صبور * دیّر پرسیکوس * یادداشتهای شخصی * بسوی مهتاب * فانوس احساس * من در این کلبه خوشم... * برای با تو بودن لحظه شماری می کنم * عشق جاویدان * گل ارکیده * سیبهای کال * شهپـــــــــــر * خط خطی های خیال * جملات کوتاه * واگويه هايي متناقض * گر سوخت مرا جلوه دیدار عجب نیست * جملات زیبا و نغز از بزرگان * سـوتـــه دلان * دیگرانه ها * بیابان را سراسر مه گرفته است * راوی درد * القائم "عجل الله تعالی فرجه" * واکسی لوگوي دوستان امکانات آمار مناجات خدایا انسان بودن دشوار است ، انسانم کن خدایا کلام تو بودن دشوار است ، بارانم کن خدایا آن نیستم که باید ؛ آنم کن |لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 19:30 توسط صدف | ماندنیام کن ... خدایا همانم کن که میخواهی خود میدانی که به خویشم اگر واگذاری غرق میشوم گم میشوم همه داشته و نداشتهام همین « نیست » ی است که میبینی هر چه هست تویی با این همه « هست » بودنت آنقدر مهربانی که نیستیام را به یادم نمیآوری هر وقت آمدم٬ بودهای. نیامدم هم بودهای با آن همه بدقولی که کردم قرارمان را از یاد نبردهای گویی آنجا ایستادهای که ببینی کی میآیم کی بیدار میشوم که بیایم ماندنیام کن |لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 18:50 توسط صدف | جان عاشق خــدایـا ببین غرق در اشک و آهـم غــریـقـی نشـسته به موج نگــاهــم ببیـن در دل شب نشان از تو جویم هــوای تــو دارم سخــن با تو گویم تو این جان عاشــق به من داده ای دلی چــون شقــایق به مـن داده ای به یـادت همـه شــب دل من خدایــا در این سینه ی خسته چون نی بنالد نیـســتان جانــم به بانــگ جـرسهـا به خـون خفته اکنون که تا کی بنالم تو این جــان عاشـق به من داده ای دلـی چون شقــایــق به مـن داده ای خــدایــا مـن این بـار سنگیـن غم را به عشق تو بر دوش جان می گذارم مـن آن مـرغ سرگشته ی شب نمازم کـه در بــاغ هـســتی نوای تـو دارم تـو این جان عاشــق به مــن داده ای دلــی چـون شـقــایـق به من داده ای سحــر خنـده کرد و سـپـیـده دمـیـد مــرا رهنــمون شــد به نـور امـید تو ایـن جان عاشـق به من داده ای دلـی چـون شقـایـق به مـن داده ای |لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 18:49 توسط صدف |
درباره وبلاگ
اللهم عجل لولیک الفرج
منو اصلي
صفحه نخست
آرشيو موضوعي
مناجات اشعار عارفانه ختم جمعی قرآن مناسبتها جملات زیبا خدمات وبلاگ نویسی انجمن خیریه "محبان ابا صالح"
پيوندهاي روزانه
.:: قالب ساز ::.
لینکستان محور بهاربیست رایگانت آرشيو پيوندها
پيوندها
.:: اخرالزمان ومهدويت ::.
* از خاک تا افلاک * گلبرگی از باغ زیبای قرآن * یا علی امشب مرا مهتاب کن * خورشید دلها * کبوتر رضوی * مشق عاشقی * ولایت عشق * غایب منتظر * هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست * بانوی باران * هموطن سلام * همسفر * سنگ صبور * دیّر پرسیکوس * یادداشتهای شخصی * بسوی مهتاب * فانوس احساس * من در این کلبه خوشم... * برای با تو بودن لحظه شماری می کنم * عشق جاویدان * گل ارکیده * سیبهای کال * شهپـــــــــــر * خط خطی های خیال * جملات کوتاه * واگويه هايي متناقض * گر سوخت مرا جلوه دیدار عجب نیست * جملات زیبا و نغز از بزرگان * سـوتـــه دلان * دیگرانه ها * بیابان را سراسر مه گرفته است * راوی درد * القائم "عجل الله تعالی فرجه" * واکسی
لوگوي دوستان
امکانات
آمار
خدایا انسان بودن دشوار است ، انسانم کن خدایا کلام تو بودن دشوار است ، بارانم کن خدایا آن نیستم که باید ؛ آنم کن
خدایا انسان بودن دشوار است ، انسانم کن
خدایا کلام تو بودن دشوار است ، بارانم کن
خدایا آن نیستم که باید ؛ آنم کن
|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 19:30 توسط صدف |
خدایا همانم کن که میخواهی خود میدانی که به خویشم اگر واگذاری غرق میشوم گم میشوم همه داشته و نداشتهام همین « نیست » ی است که میبینی هر چه هست تویی با این همه « هست » بودنت آنقدر مهربانی که نیستیام را به یادم نمیآوری هر وقت آمدم٬ بودهای. نیامدم هم بودهای با آن همه بدقولی که کردم قرارمان را از یاد نبردهای گویی آنجا ایستادهای که ببینی کی میآیم کی بیدار میشوم که بیایم ماندنیام کن
خدایا
همانم کن که میخواهی
خود میدانی که به خویشم اگر واگذاری غرق میشوم
گم میشوم
همه داشته و نداشتهام همین « نیست » ی است که میبینی
هر چه هست تویی
با این همه « هست » بودنت آنقدر مهربانی که
نیستیام را به یادم نمیآوری
هر وقت آمدم٬ بودهای. نیامدم هم بودهای
با آن همه بدقولی که کردم قرارمان را از یاد نبردهای
گویی آنجا ایستادهای که ببینی کی میآیم
کی بیدار میشوم که بیایم
ماندنیام کن
|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 18:50 توسط صدف |
خــدایـا ببین غرق در اشک و آهـم غــریـقـی نشـسته به موج نگــاهــم ببیـن در دل شب نشان از تو جویم هــوای تــو دارم سخــن با تو گویم تو این جان عاشــق به من داده ای دلی چــون شقــایق به مـن داده ای به یـادت همـه شــب دل من خدایــا در این سینه ی خسته چون نی بنالد نیـســتان جانــم به بانــگ جـرسهـا به خـون خفته اکنون که تا کی بنالم تو این جــان عاشـق به من داده ای دلـی چون شقــایــق به مـن داده ای خــدایــا مـن این بـار سنگیـن غم را به عشق تو بر دوش جان می گذارم مـن آن مـرغ سرگشته ی شب نمازم کـه در بــاغ هـســتی نوای تـو دارم تـو این جان عاشــق به مــن داده ای دلــی چـون شـقــایـق به من داده ای سحــر خنـده کرد و سـپـیـده دمـیـد مــرا رهنــمون شــد به نـور امـید تو ایـن جان عاشـق به من داده ای دلـی چـون شقـایـق به مـن داده ای
خــدایـا ببین غرق در اشک و آهـم
غــریـقـی نشـسته به موج نگــاهــم
ببیـن در دل شب نشان از تو جویم
هــوای تــو دارم سخــن با تو گویم
تو این جان عاشــق به من داده ای
دلی چــون شقــایق به مـن داده ای
به یـادت همـه شــب دل من خدایــا
در این سینه ی خسته چون نی بنالد
نیـســتان جانــم به بانــگ جـرسهـا
به خـون خفته اکنون که تا کی بنالم
تو این جــان عاشـق به من داده ای
دلـی چون شقــایــق به مـن داده ای
خــدایــا مـن این بـار سنگیـن غم را
به عشق تو بر دوش جان می گذارم
مـن آن مـرغ سرگشته ی شب نمازم
کـه در بــاغ هـســتی نوای تـو دارم
تـو این جان عاشــق به مــن داده ای
دلــی چـون شـقــایـق به من داده ای
سحــر خنـده کرد و سـپـیـده دمـیـد
مــرا رهنــمون شــد به نـور امـید
تو ایـن جان عاشـق به من داده ای
دلـی چـون شقـایـق به مـن داده ای
|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 18:49 توسط صدف |